"چون گذشت از سر جهانی را گرفت\ گر جهان ویران کند نبود شگفت"

 

گالری عکس های فانتزی و جدید دخترانه برای پروفایل

 

جدیدا سعی م بر این بود تا می تونم سمت فضای مجازی ُ گوشی نرم و تا می تونم سَرَم رو گرم کنم تا این حال ِ مضخرفم رو طبق عادت های همیشگی سر کسی خالی نکنم و همونطور با غر غرهای بی موردم کسی رو از خودم خسته نکنم . برای همین ویژگی جدیدی که سراغم اومده خالی کردن ناراحتی ها فسردگی ها م با دیدن فیلم و خوندن کتابه . تا چه اندازه موفق بودم یا تا چه اندازه می فهمم از اون فیلم و کتاب رو خودمم حتا نمی دونم . تو کتابی نوشته بود که فلانی می خواسته عصبانیت ش رو خالی کنه ، رو صندلی ِ پلمیری ِ دریایی خالی می کرده . برای همین تصمیم گرفتم ماوایی رو انتخاب کنم به عنوان خالی کردن و پرت کردن واژه ها و رعد و برق های "من" . و اینکه تو این مدت چه اندازه دل شکوندم ُ چه اندازه بی خبر بودم از دل شکستگی ها رو فقط نور می دونه . خودمم نمی دونم حتا ! ولی فقط می دونم چند وقته هر چی تلاش می کنم و هرچی دست و پا میزنم نمی رسم به چیزی . مثل کسی که غرق شده تو منجلاب و میخواد خودش رو نجات بده و به هر چیزی لنگر میندازه ، از دست ِش میده . امتحانه یا حکمت رو نمیدونم . فقط می دونم خیلی وقته باوجود حجم انبوهی از کارها  فقط خلسه طور دارم به دقایقی که میگذره نگاه می کنم ُ تاوان ِ سرمای قضاوت ها ُ دل شکوندن های ناخواسته رو پس میدم و با خودم این چند بیت مولانا رو هی تکرار می کنم ُ هی تکرار ...

"

ای زبان تو بس زیانی مر مرا

چون تویی گویا چه گویم من تو را؟

ای زبان هم آتش و هم خرمنی

چند این آتش درین خرمن زنی

ای زبان هم گنج بی‌پایان تویی

ای زبان هم رنج بی‌درمان تویی

هم صفیر و خدعه مرغان تویی

هم انیس وحشت هجران تویی"

 

+عنوان از مولوی


منبع این نوشته : منبع
خالی ,تویی ,زبان ,دونم ,اندازه ,برای همین